P for
تو دانشگاه راه میرفتم و برگ درختا ریخته بود و آسمون ابری بود و نور خورشید مستقیم نمیتابید و از سردرد خبری نبود و کلاس هم نداشتم و هم آروم بودم و هم بخشی از ذهنم آشفته بود و مونده بودم که این چه بوالعجب کاریه و برای اولین بار حوض خستهٔ جلو فنی رو دیدم و به ذهنم رسید که همین نزدیکی بوده هر روز و ندیدیش؟ و آره اگه به جای آدم این پایین کلاغ اون بالا بودم زودتر دیده بودمش رسیدم به اینجا که وقتی بیگ پیکچر ندارم آشفته میشم.
// امروز فرم نرمال میخوندم و جملههایی که دارن & میشن.