من و آسمان

سه شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۴۳ ب.ظ

بی‌خیال

خب خب چند روزه دارم فکر می‌کنم ارشد رو ول کنم. دلایلم رو بگم که چرا چنین فکری زده به سرم:

اولا چیزی که فکر می‌کردم نیست، اصلا و ابدا! از سال اول کارشناسی مطمئن بودم اگه بخوام مهندسی رو ادامه بدم ارشد نمی‌خونم تا اینکه دیدم یه گرایش جالب داریم تو این رشته به نام الگوریتم و محاسبات که خیلی شاهکار به نظر می‌رسید چون در اوج کانتست دادن و باگ خوردن بودم و فکر می‌کردم اگه یه روزی مجبور بشم ارشد بخونم قطعا همینه ولی ظرفیت کم رشته و تعداد دانشگاه‌هایی که پذیرش داشتن رو می‌دیدم و با توجه به الویت کم ادامه تحصیل بی‌خیال می‌شدم که برای کنکورش بخونم. اگه الگوریتم نمی‌خوندم گزینهٔ بعدی‌ام نرم‌افزار بود و اگه رویکرد آدم واقعا این باشه که نرم کار کنه آکادمیک خوندن این رشته کم‌ترین فایده رو داره، کم‌ترین.

دومین دلیل اینکه ریسرچ واقعا عبثه. حداقل تو ایران و رشتهٔ من. هر روز باید از خودم بپرسم که چی و به اشکال مختلف سعی کردم بهش معنی بدم اما نشد.

سوم اینکه دلیل عشق و علاقه من به الگوریتم اینه که مسئله‌های کاملا مرتبط به دنیای واقعی رو حل می‌کنه و نکتهٔ مهمش اینکه خروجی می‌ده و یه چی رو حس می‌کنی. کورس‌هایی که از ام آی تی و استنفورد دیده بودم هم ایده‌ام رو تایید می‌کرد، چارت درسی هم که تهران و شریف دیده بودم مطابقت داشت با نظرم. اما در عمل اینجا همه دنبال پیپر و این مسائلی هستن که برای من ذره‌ای اهمیت نداره.

چهارم اینکه من یه کدرم و هر لحظه که دارم درس می‌خونم این فشار رومه که از کلی تکنولوژی و خبر عقب موندم.

حالا چرا هنوز تو شکم؟

اولیش اینکه یه فرصتی پیش اومده و دارم نقص‌هایی که در کارشناسی داشتم رو کامل می‌کنم مثل آمار و بعضی مسائل الگوریتمی که خودم هم می‌دونم اگه فشار تکلیف و پروژه نباشه این بخش رو هم بهتر انجام می‌دم که خود به خود دلیل اولم داره کنسل می‌شه.

دوم هم مدرک! اصلا به من نمی‌خوره ولی خب بازارکار به این موضوع اهمیت می‌ده و از روزی که برند دانشگاه اضافه شده نظرها هم تغییر کرده و تاثیر معدل کارشناسی رو کمتر کرده :))) اینجا هم درسا به زمینه ذهنیم نزدیکه و مشقتی نداره فقط حوصلهٔ تکلیف نوشتن ندارم طبق معمول.

سوم هم نا امید کردن خانواده که می‌دونم واقعا ناراحت می‌شن اگه ول کنم. نظرها رو پرسیدم، بابا معتقدن هر جور که اذیت نشم همون بهتره. مامان اما خواستن بیشتر فکر کنم که در ادبیات مامان به این معناست که فکرش رو هم نکن و اما مریم که همیشه نگران منه :-قلب، فقط کاش این پست رو نبینه.

با توجه به اینکه سابقه‌ای در اقدامات شجاعانه ندارم آیا ول می‌کنم؟ نمی‌دونم! Stay tuned



نوشته شده توسط
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم
آخرین مطالب

بی‌خیال

سه شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۴۳ ب.ظ

خب خب چند روزه دارم فکر می‌کنم ارشد رو ول کنم. دلایلم رو بگم که چرا چنین فکری زده به سرم:

اولا چیزی که فکر می‌کردم نیست، اصلا و ابدا! از سال اول کارشناسی مطمئن بودم اگه بخوام مهندسی رو ادامه بدم ارشد نمی‌خونم تا اینکه دیدم یه گرایش جالب داریم تو این رشته به نام الگوریتم و محاسبات که خیلی شاهکار به نظر می‌رسید چون در اوج کانتست دادن و باگ خوردن بودم و فکر می‌کردم اگه یه روزی مجبور بشم ارشد بخونم قطعا همینه ولی ظرفیت کم رشته و تعداد دانشگاه‌هایی که پذیرش داشتن رو می‌دیدم و با توجه به الویت کم ادامه تحصیل بی‌خیال می‌شدم که برای کنکورش بخونم. اگه الگوریتم نمی‌خوندم گزینهٔ بعدی‌ام نرم‌افزار بود و اگه رویکرد آدم واقعا این باشه که نرم کار کنه آکادمیک خوندن این رشته کم‌ترین فایده رو داره، کم‌ترین.

دومین دلیل اینکه ریسرچ واقعا عبثه. حداقل تو ایران و رشتهٔ من. هر روز باید از خودم بپرسم که چی و به اشکال مختلف سعی کردم بهش معنی بدم اما نشد.

سوم اینکه دلیل عشق و علاقه من به الگوریتم اینه که مسئله‌های کاملا مرتبط به دنیای واقعی رو حل می‌کنه و نکتهٔ مهمش اینکه خروجی می‌ده و یه چی رو حس می‌کنی. کورس‌هایی که از ام آی تی و استنفورد دیده بودم هم ایده‌ام رو تایید می‌کرد، چارت درسی هم که تهران و شریف دیده بودم مطابقت داشت با نظرم. اما در عمل اینجا همه دنبال پیپر و این مسائلی هستن که برای من ذره‌ای اهمیت نداره.

چهارم اینکه من یه کدرم و هر لحظه که دارم درس می‌خونم این فشار رومه که از کلی تکنولوژی و خبر عقب موندم.

حالا چرا هنوز تو شکم؟

اولیش اینکه یه فرصتی پیش اومده و دارم نقص‌هایی که در کارشناسی داشتم رو کامل می‌کنم مثل آمار و بعضی مسائل الگوریتمی که خودم هم می‌دونم اگه فشار تکلیف و پروژه نباشه این بخش رو هم بهتر انجام می‌دم که خود به خود دلیل اولم داره کنسل می‌شه.

دوم هم مدرک! اصلا به من نمی‌خوره ولی خب بازارکار به این موضوع اهمیت می‌ده و از روزی که برند دانشگاه اضافه شده نظرها هم تغییر کرده و تاثیر معدل کارشناسی رو کمتر کرده :))) اینجا هم درسا به زمینه ذهنیم نزدیکه و مشقتی نداره فقط حوصلهٔ تکلیف نوشتن ندارم طبق معمول.

سوم هم نا امید کردن خانواده که می‌دونم واقعا ناراحت می‌شن اگه ول کنم. نظرها رو پرسیدم، بابا معتقدن هر جور که اذیت نشم همون بهتره. مامان اما خواستن بیشتر فکر کنم که در ادبیات مامان به این معناست که فکرش رو هم نکن و اما مریم که همیشه نگران منه :-قلب، فقط کاش این پست رو نبینه.

با توجه به اینکه سابقه‌ای در اقدامات شجاعانه ندارم آیا ول می‌کنم؟ نمی‌دونم! Stay tuned

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۷