سفت تاب رو بچسب، عقب عقب برو تا درخت گیلاس. بپر روی تاب با پاهای صاف، رو به بالا. با یه دست آزاد که بالا و پایین میره چند ثانیه وقت داری آسمون رو بگیری. خندههای بلند و دستخالی، این دفعه عقبتر و سریعتر، با پاهای از زمین کندهشده، دست رو به آسمون در نوسان. چشمای پر از برق، این دفعه به آسمون نزدیکتر.
مثل اینروزها. رسیدن تا نیم وجبی و برگشتن به عقب. دوباره و دوباره پریدن. با چشمی که به زمین نیست. با دلی که پر از نوسانه. مثل این روزها.
۱۴ آذر ۹۶ ، ۲۰:۵۹